ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
696
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و در « كنز العلوم و اللغة : 572 » و « معجم المطبوعات : 586 » وفات او را در سنه 1270 نوشتهاند كه على الظاهر اشتباه است . شيخ سليمان پس از خود فرزندانى چند باز نهاده ، يكى سيد عبد القادر افندى كه پس از وى جانشين او گرديد ، و ديگر سيد برهان الدّين كه در غزلسرائى استاد بوده و خط را خوش مىنوشته ، و در اسلامبول با سيد جمال الدين اسدآبادى كه در ( 1254 ) بيايد و حاجى شيخ الرئيس قاجار كه در ( 1264 ) بيايد مشاعرت و معاشرت و مصاحبت نموده ، و در أثر صحبت و تربيت سيد بدرجه رجال سياسيون منور الفكر عصر خود رسيد . * ( 283 - وفات شيخ شريف ، شاعر كاظمينى ) * وى فرزند فلاح و خود از جملهء شعرا بوده و در اين سال وفات نموده ، چنان كه در « أعيان الشيعة 1 : 403 » فرموده . * ( 284 - تولد مرحوم حاج ملا على كنى - اعلى اللّه مقامه ) * كن ، بفتح كاف و تشديد نون ، چنان كه خود صاحب عنوان در آخر « توضيح المقال » كه اينك ذكر مىشود نوشته ، از ديهات تهران و در دو فرسنگى آن در شكاف كوهى افتاده ، و چون بواسطه پستى محل در كوه ناپيدا گرديده بدين نام موسوم شده ، چنانكه خداى تعالى فرمايد : وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً ، انتهى . و اين كلمات جزئى است از آيهاى كه در سوره نحل واقع است . ليكن اشكالى در اين سخن وارد است كه مردم ايران پارسى زبان در وجه تسميهء امكنه و غيره اينگونه الفاظ عربى فصيح صحيح را نتوانند به كار برد و خصوصا اگر اين ديه پيش از اسلام يا در قرون اوليه هجرت بنا شده باشد ، و در كتاب « فرهنگ آبادىهاى ايران : 388 ستون 2 » اين قريه را بشمارهء 2493 و از توابع طهران ذكر كرده و طول جغرافيائى